https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/171839

شناسه خبر: 171839
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۶:۲۹

شجاعت و شهامت

به روایت از محمد عبدالله زاده : در حین عملیّات بدر که خاکریز زده بودیم ، دو شیکاهایی که از کار می افتاد و یا خراب می شد و یا اینکه روی تانک عراقی بود و کسی می خواست برود و آن را بیاورد ، تنها کسی که آنجا ظاهر می شد ، سیّد بود . بعضی اوقات ،‌من جلویش را می گرفتم و می گفتم : سیّد اینکار را نکن ، یک مقداری ملاحظه کن ، فکر کن !‍ امّا ایشان در جواب می گفت : «فکر من این است که بروم و اینکار را بکنم و این بزرگترین خدمتی است که من می توانم در این بحبوحة جنگ و موقعیّتهای حساس دیگر انجام دهم . در همین عملیّات ، دوشیکایی خراب شد و ایشان آن را خیلی راحت برداشت و عوض کرد و آورد . در حالیکه آنجا منطقه ای بود که با شدّت آتش تهیّه می ریخت و کسی جرئت بلند شدن از سنگرش را نداشت . امّا ایشان با وجود موقعیّت کاری دوشیکاا که باید در یک منطقة بلند کار می کرد ، بلند می شد و آن را سامان می داد .