https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/172448

شناسه خبر: 172448
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۶:۳۶

پیش بینی شهادت 2

به روایت از شهید غزنوی : قبل از عملیات شهید سید محسن به من گفت: اگر تا شروع عملیات وقت داریم می خواهم به رودخانه ای که در همان نزدیکی بود بروم. به ایشان گفتم برای چه امری به آنجا می خواهی بروی. شهید گفت: برای انجام غسل شهادت همراه با محسن عاشوری به رودخانه بروم. وقتی که برگشت با یک حالت خوشحالی و سرور به من گفت: برادر غزنوی دیشب من خوابی دیدم گفتم چه بود؟ ایشان تعریف کردند که خواب دیدم شهر مهران آزاد شده است و دیدم از طرف جاده خسروآباد آقا اباعبدالله با یک مرکب به طرف شهر مهران می آیند وقتی رسیدند بازوی رزمندگان را می بوسیدند و هنگامی که به من رسیدند مرا در بغل گرفتند و بازوی مرا بوسیدند و یک مهر کربلا به دستم دادند و فرمودند: به پاداش آزادی مهران این مهر را به تو می دهم. شهید محسن وقتی خوابش را برایم تعریف می کرد صورتش برافروخته شده بود و هنگامی هم که به شهادت رسید ترکش به همان بازویی که می گفت آقا اباعبدالله بوسیده اصابت کرده بود. بعد از شهادت حسنی و عاشوری دعا کردم که من هم به شهادت برسم و آرزو کردم که فاصله ای نشود که من به این شهدایی که در نیمه شب صدای ناله و گریه آنها به درگاه خداوند بلند بود و نماز شب می خواندند و هر روز زیارت عاشورا می خواندند بپیوندم.