https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/172477

شناسه خبر: 172477
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۶:۳۶

خواب و رویای دیگران در مورد شهید

به روایت از منصوره حسنی : یک شب قبل از عملیات خواب دیدم، به مشهد آمدیم و به همراه شهید توکلی و چند تن دیگر از بچه های گردان به حرم حضرت رضا(ع) رفتیم. در آنجا داشتند حرم را می ساختند و تمامی اطراف آن را بسته بودند و هیچ کس را به داخل حرم راه نمی دادند. بعد به اتفاق بچه ها از یک دیوار بالا رفتیم و داخل صحن را نگاه می کردیم و بالای دیوار نشسته بودیم. همانطور که مشغول نگاه کردن داخل صحن بودیم دیدیم یک نفر برای ما دست تکان می دهد و ما را صدا می کند، جلوتر که آمد دیدیم آقا محسن است با یک لباس سفید آمد نزدیک و به ما گفت:" به این طرف بیایید شما مجوز عبور دارید." چون ارتفاع دیواری که روی آن نشسته بودیم خیلی زیاد بود، من ترسیدم بپرم ولی شهید توکلی فوراً پرید پایین و خیلی خوشحال به همراه آقا محسن رفتند. من هر چه سعی کردم از دیوار بِپُرم، ترسیدم و نتوانستم و می دیدم تمامی بچه هایی که قبلاً به شهادت رسیده اند دارند در انجا قدم می زنند و من از شدت ناراحتی و غصه ناگهان از خواب پریدم و درست در همان عملیات که قرار بود انجام شود این دو مرد بزرگوار به شهادت رسیدند.