https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/172569

شناسه خبر: 172569
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۶:۳۷

خاطرات جنگی

به روایت از مریم اردمه ای : محمد مهدی گفت: یک روز سوار ماشین شدم و می خواستم از پادگان خارج شویم. به محض خارج شدن از نقطه ای که قبلاً آنجا بودیم، خمپاره ای افتاد و منفجر شد و ما جان سالم به در بردیم.