https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/172653
شناسه خبر: 172653
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۶:۳۸
خواب و روياي شهادت
راوی بیگلی حسن زاده: به خاطر دارم پسرم قاسم چندین مرتبه به صورت پنهانی به جبهه رفته بود و حرفی به ما نزده بود تا این که دفعه ی آخری که می خواست به جبهه برود من در حیاط بودم که پیشم آمد و گفت: بابا خداحافظ، که من می خواهم به جبهه بروم و دیگر بر نمی گردم بیا خداحافظی کنیم. من گفتم: نه نمی خواهد بروی من دست تنها هستم بمان و کمکم کن. گفت: نه پدر من باید بروم چون من سیدی را در خواب دیدم که می گوید قاسم چرا ایستاده ای ؟ چرا نمی روی؟ به من آگاه شده که این دفعه به جبهه بروم دیگر بر نمی گردم و شهید می شوم. تا این که من رضایت دادم که برود. اما به م هم آگاه شده بود که شهید می شود. خداحافظی کرد و رفت و مدتی از حضورش در جبهه نمی گذشت که قاسم در تاریخ 22/10/1365 در عملیات کربلای پنج در منطقه عملیاتی شلمچه، بر اثر اصابت تیر به ناحیه ی سرش و متلاشی شدن سرش به درجه ی رفیع شهادت نائل آمد و دیگر بر نگشت و ما جنازه ی ایشان را تشییع و بنا به گفته ی خودش ، ایشان را در گلزار شهدای حسین آباد کرد به خاک سپردیم.