https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/172660

شناسه خبر: 172660
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۶:۳۸

عشق به جهاد 1

به روایت از یوسف علی حسن زاده : یک روز به اتفاق برادرم فرهاد به مسافرت رفته بودم. ایشان به من گفت براد جان دلم برای جبهه و رزمنده ها تنگ شده است و قصد دارم بعد از این مسافرت به جبهه بروم. اشک در چشمانم حلقه زد. فرهاد گفت: برادر جان ناراحت نباش من برای خدا به جبهه می روم و اگر این دفعه رفتم و برنگشتم ناراحت نباشید.