https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/173086
شناسه خبر: 173086
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۶:۴۴
اعتقاد به ولایت
به روایت از صاحب جان غلامی : قرار بود که امام به ایران بیایند، وقتی شنید که امام می خواهند به ایران بیایند گفت:من می خواهم به بانک بروم و پول بگیرم و بروم تهران امام را ببینم و بعد رفت، نزدیک غروب بود که آمد از بس گریه کرده بود چشمانش باد کرده بود. گفتم پول گرفتی یا نه؟ گفت: نه من هم یک پنجاه تومانی داشتم که خودش به من داده بود. همان را به او دادم. پانزده روز رفت دیدار آقا وقتی آمد ، گفت: مادر تو من را به دیدار آقا فرستادی ان شاء الله خدا هم تو را به دیدار امام حسین (ع) بفرستد.