https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/173255

شناسه خبر: 173255
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۶:۴۶

خاطرات مجروحیت 2

به روایت از ن.م طوسی : مو قعی که احمد مجروح شده بود من اطلاع نداشتم ،داشتم از تشییع جنازه ،شهداء برمی گشتم که چند نفر از دوستانش پشت سر من می آمدند و با هم صحبت می کردند و می گفتند :احمد مجروح شده شهید نشده و ... من برگشتم و به آنها گفتم : کدام احمد مجروح شده ،حتماً شهید شده است. گفتند:نه او آمده گفتم :پس کجاست ؟گفتند :الان می آید . سپس او آمد و دستش بسته بود و ساکی در دست داشت ،وقتی می خواستم با او دست بدهم دستش راست نمی شد و هنگام رو بوسی گفت :آخ، شب در خانه دیدم دستش مجروح است و ترکشهای بازویش را در آورده بودند.