https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/173477

شناسه خبر: 173477
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۶:۴۹

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی غلامرضا نادری : فرزندم قربان مدتی مفقود الاثر بود و هر کس چیزی می گفت تا اینکه یک شب خواب دیدم قربان دارد از روبرو می آید علمی و پرچمی در دست داشت کوله پشتی بر پشت بسته و تیر باری روی شانه اش بود و مقدار زیادی فشنگ به دورش بسته بود با خودم گفتم: عجب شیرمردی شده این قربان ما. به من که رسید گفت: پدر جان برای شما خوب شد ما شهید شدیم برای شما خوب شد در به روی شما باز شد شما فقط نماز و روزه ات را مرتب انجام بده و دینتان را محکم بگیرید خداوند بهشت را ضمانت کرده است.