https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/173981
شناسه خبر: 173981
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۶:۵۶
عشق به جهاد 1
به رواین از حمید جهان نوغانی : شهید جهان بین در عملیات کربلای 5 شبهای اول مجروح می شود ، می آورند اهواز ، بدون اجازه دکتر برمی گردد ، روز قبل از این برنامه ، برادرش مجروح شدید می شود ، می خواهند منتقل کنند به اهواز . و بالاخره می گویند می توانید بروید مشهد . بالاخره چون داداشت رفته لااقل تا اهواز یا مشهد برسان خواستی برگردی برگرد . ایشان می گویند خوشا به حالش ایشان اگر مجروح شده کاری نکرد . گناهانش سبک شده است . شاید من هم اگر لایق باشم ، بتوانم بار گناهان خودم را کم کنم و به فکر خودم باشم . بعد از چند روزی مجروح می شود و برمی گردد عقب. او را به اهواز می برند و بدون اجازه پزشک می آید موقعیت و شب مصرانه می آید خط و به او می گویند فعلاً که رفتی خط کنار خاکریز بنشین و استراحت کن . خوب می نشیند. قسمتی از منطقه در دید دشمن بود و دشمن خیلی روشن اجرای آتش می کرد. بنا بوده آنجا خاکریز زده شود و چند تا رانندة لودر می روند، روی دستگاه کار می کنند و وقتی می خواهند خاکریز را به هم وصل کنند این دو نفر یکی شهید و یکی مجروح می شود . از خصوصیات شهید جهان بین این بود که هر وقت بیکار می شد . می رفت و روی دستگاهها کار می کرد ، روی دستگاهها شاید یک موقعی بتواند از رانندگی بهره ای ببرد و بتواند پشت دستگاه بنشیند و در همانجا موقعی که دو تا راننده مجروح و شهید می شوند بالاخره با بی سیم عقب خبر می دهند که راننده نداریم تا کار را تمام کند ، ایشان از فرصت استفاده می کند و می رود روی دستگاه و بعد از اینکه چند بیل خاک می زند بالاخره به آرزوی دیرینه اش می رسد و به دیار معبود می رود.