https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/174536
شناسه خبر: 174536
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۷:۰۷
نوجواني و جواني
راوی محمود جلالی احمد پور: به خاطر دارم زمانی که من و برادرم اصغر کوچک بودیم روزی مادرم ما را تنها گذاشت و بیرون رفت . ما هم از فرصت به دست آمده شروع کردیم به فوتبال بازی کردن که ناگهان توپ را محکم شوت کردم و توپ به شیشه ی اتاق خورد و شکست . خیلی ترسیده بودم . وقتی مادرم به خانه آمد ایشان جلو رفت و به مادر گفت : مادرجان شیشه را من شکستم و مادرم او را خیلی سرزنش کرد و کتک زد. هیچ موقع آن صحنه از ذهنم بیرون نمی رود.