https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/174653
شناسه خبر: 174653
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۷:۰۹
عشق شهادت
یادم است بعد از شهادت اولین برادرم قاسم، برادر دیگرم مهدی دیگر طاقت ماندن نداشت، تمام فکر و ذکرش حضور در جبهه و شهادت بود. مادرم از این قضیه ناراحت بود. یک بار به او گفت مهدی جان یکی از پسرانم شهید شده است. شما دیگر به جبهه نرو، طاقت دوری تو رو ندارم، می دانم که تو نیز به شهادت می رسی. برادرم گفت مادر، چه سعادتی بهتر از شهادت وجود دارد. اگر توفیق داشته باشم شهادت نصیب من نیز میشود، مادر اگر من شهید شدم شما نیز باید افتخار کنید که دو فرزند خود را در راه اسلام فدا کرده اید.