https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/174654
شناسه خبر: 174654
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۷:۰۹
عشق به جهاد
یادم است مادرم از اینکه مهدی همیشه در جبهه بود نگران و ناراحت بود. یک بار که برادرم به مرخصی آمده بود به او گفت مادر کی این جنگ تمام می شود تا تو به آغوش خانه و زندگیت باز گردی؟ برادرم گفت: مادر من هر چه دارم از جبهه دارم، عشق و زندگی من جبهه است. اگر جنگی نبود معلوم نبود من چه وضعیتی داشتم.