https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/174674

شناسه خبر: 174674
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۷:۰۹

عشق شهادت

راوی رحیم خادم محمدی: یک بار از برادرم خواستم تا خاطره ای از جبهه تعریف کند. گفت یکبار هشت نفر در سنگری نشسته بودیم، ناگهان خمپاره ای آمد و هر هفت نفر شهید شدند، فقط من زنده ماندم، خیلی ناراحت بودم هم از اینکه تمام دوستانم به شهادت رسیدند و هم از اینکه توفیق شهادت نداشتم. بعد که به عقب بازگشتم تمام لباسهایم را پاره کردند، گفتند لباسهای تو تبرک است زیرا تو همراه و در محفل شهدا بودی.