https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/174682

شناسه خبر: 174682
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۷:۰۹

آخرين وداع با دوستان

راوی رحیم خادم محمدی: یادم است قبل از عملیات والفجر هشت برادرم را همراه آقای رئوف که فرماندة گردان بودند دیدم. شب عملیات بود و از همدیگر خداحافظی کردیم، دست های یکدیگر را گرفتیم و قرار گذاشتیم اگر یک نفر از ما به شهادت رسید نفر دیگر را شفاعت کند. سپس روی یکدیگر را بوسیدیم. مهدی گفت برادر به حرفی که زده ای عمل کن اگر شهید شدی مرا شفاعت کن، در آغوش یکدیگر قرار گرفتیم نمی توانستم از مهدی جدا شوم بچه ها صدایش کردند و مجبور به رفتن شد، مهدی راه افتاد ولی هر چند لحظه برمی گشت و دوباره مرا نگاه می کرد من هم همانطور ایستاده بودم و رفتن او را مشاهده می کردم، اینقدر ایستادم تا دیگر از نگاهم دور شد.