https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/174841

شناسه خبر: 174841
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۷:۱۱

عشق به جهاد

راوی راضیه جعفری: خواهر بزرگم تعریف می کرد که " یکروز به منزل مرضیه (خواهر شهید) رفته بودیم. مرضیه گفت: خواهر جان چند پاکت گچ گرفته بودیم برای سفید کردن اتاقها هر روز می دیدم این پاکتها جابجا می شوند بعد یک وقت دیدم محمد ابراهیم پاکتهای گچ را به پشت می گیرد و در حیاط منزل راه می برد و بعد از چند بار دور زدن به زمین می گذارد آن موقع محمد ابراهیم مجروح بود. گفتم: برادرجان؟ شما با آن پای مجروح چرا اینکار را می کنید؛ محمد ابراهیم جواب داد: خواهرم می خواهم ببینم آیا هنوز هم نیرو دارم کوله پشتی جبهه را ببرم یا خیر؛"