https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/175422

شناسه خبر: 175422
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۷:۲۰

نوجوانی و جوانی

محمد از بچگی پرتحرک و پرجنب وجوش بود بیشتر وقتها درمنزل با طنابی که تاب درست کرده بودم بازی می کرد به زمین می خورد و دستش شکست من او را پیش شکسته بند بردم اودستش را راست کرد و بست امامحمد خم به ابرو نیاورد صورتش چنان عرق کرده بود که دردش را همه احساس می کردند تازه وقتی دستش خوب شد متوجه شدیم که دستش از آرنج کج جوش خورده است دوباره پیش شکسته بند دیگری بردیم یادم می آید که من او را محکم گرفته بودم که از شدت درد تکان نخورد و حرکت نکند هر وقت آن صحنه را یادم می آید به شدت ناراحت می شوم .