https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/175435

شناسه خبر: 175435
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۷:۲۰

حرمت والدین

زمانی که من و دو پسرم هر سه با هم در جبهه بودیم وعملیات والفجر یک ومقدماتی شروع می شد به محمد گفتم بهتر است تو به خانه برگردی و مواظب خواهران وبرادران کوچکتر باشی . برای او پذیرفتن این مسئله خیلی سنگین بود که بتوانند در عملیات شرکت کند و ازطرفی نمی خواست که با حرف من مخالفت کند گفت: آخر ما آماده باش هستیم و اجازه نمی دهند که من بروم گفتم : من می روم و با فرمانده ی تیپ امام صادق (شهید رفیعی ) راجع به این موضوع صحبت می کنم اوهم حرف مرا تصدیق کردوبه محمد گفت یک کدام ازشما باید به خانه برگردد محمد از اینکه باید بیاید پشت جبهه خیلی ناراحت بود.