https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/175866
شناسه خبر: 175866
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۷:۲۶
خواب و روياي شهادت
راوی سید حسین محمدی: (( یک ماه قبل از شهادت ، حمید برای دیدن ما به قوچان آمد . چند روزی را که برادرم در مرخصی بود مرتب درمورد خوابی که در جبهه دیده بود ، برایمان صحبت می کرد : او می گفت : یک شب خواب دیدم شهید محمد علی عباسی _معاون تیپ امام صادق (ع)_برای دیدن مان به قرارگاه آمده بود . با بچه ها حلقه وار نشسته بودیم و صحبت می کردیم . شهید عباسی از دور آمدند و با تک تک بچه ها احوالپرسی و روبوسی کردند. بچه ها از او می پرسیدند : محمد جان تو که شهید شدی چطوری پیش ما آمدی ؟ شهید عباسی به آنها جواب داد ند: ما موقع عملیاتها می آئیم و به بچه ها سر می زنیم و الان هم از اینجا می خواهم به قرارگاه پایین بروم و یک سری هم به بچه های آنجا بزنم و بعد شهید عباسی زیر پوش را از تن در آورد و به تن فرمانده گردان کرده بعد از همه خداحافظی کرد و رفت. بعد از 20 روز ، حمید توفیق به شهادت رسیدند . بعد از شهادتشان و تحویل گرفتن ساک شهید ، در داخل ساک یک نامه خصوصی _ برای من _ و یک وصیتنامه را پیدا کردم . در ادامه صحبتشان می گویند : وقتی که نامه خصوصی خودم را خواندم ، شهید حمید در آن چنین نوشته بود . من از همه شما عذر خواهی می کنم . بخاطر اینکه خوابی را که برای شما تعریف می کردم ، یک نکته آن را عمدا نگفتم و آن این بود که شهید عباسی موقع رفتن و خداحافظی کردن به من گفت : حمید جان به زودی پیش ما می آیی و همدیگر را دوباره ملاقات می کنیم . من این موضوع را برای شما نگفتم چون می دانستم اگر این خاطره را برای شما تعریف کنم اجازه برگشتن به جبهه را به من نمی دهید .