https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/176815

شناسه خبر: 176815
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۷:۴۰

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی غلامرضا نجاری: سالی که آقای پیرامی به شهادت رسید من در مشهد تحصیل می کردم و در تعاون سپاه تردد می کردم . یک شب قبل از تشییع جنازه ی حسین آقا در خوابگاه خوابیده بودم که خواب دیدم ایشان به شهادت رسیده و جنازه اش پیدا شده و روز تشییع جنازه اوست . از خانه او تا مزار شهدای نهبندان مملو از جمعیت است و تابوت حسین روی دست مردم تشییع می شود . من در کناری ایستاده ام و افسوس می خورم که چرا در داخل جمعیت نیستم و فقط فریاد می زنم حسین ؛ زمانی که جنازه او را روی زمین قرار دادند یک دفعه در خواب صحنه ی خوابم عوض شد و دیدم که در منزل شهید هستم و ایشان را روی تابوت خواباندند و یک پارچه ی نیم تنه روی او کشیده اند یک نگاهی به او انداختم انگار که خواب بود ناگهان خودم از خواب بیدار شدم و تا صبح خوابم نبرد صبح اول وقت به سراغ تعاون سپاه مشهد رفتم و سراغ ایشان را گرفتم که آنها اظهار بی اطلاعی کردند به نهبندان زنگ زدم آنها هم جواب درستی به من ندادند دو روزی از این جریان گذشت چون خبری از هیچ جا به دستم نرسید به تعاون سپاه مشهد مراجعه کردم اما این بار یک دستی زدم و گفتم : به نهبندان زنگ زدم و گفتند که آقای پیرامی به شهادت رسیده است چرا شما به من دروغ گفتید که خبری از او ندارید ، با اصرار من از آگاهی شهادت ایشان بالاخره آنها به شهادت او اقرار کردند و گفتند که دیروز او را تشییع کردند و من آنجا متوجه شدم که چرا من در خوابم میان سیل جمعیت نبودم و در کناری حسین، حسین می کردم . در حالی که خیلی آرزو داشتم در تشییع جنازه ایشان باشم .