https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/176828

شناسه خبر: 176828
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۷:۴۰

عشق به جهاد

راوی حسین صالحی تبار: یک بار زمانی که آقای پیرامی از ناحیة دست مجروح و دستش را گچ گرفته بودند به بیرجند آمده بود، مدت زیادی نماند، چون می خواست زودتز به منطقه برگردد یک روز به من گفت:" چند بار به دکتر متخصص درمانگاه مراجعه کردم که گچ دستم را باز کند ولی ایشان به حرفم گوش نمی دهد، بیا شما با چاقو گچ دستم را باز کن.گفتم: ممکن است لطمه ای به دست شما بخورد زیرا هنوز جراحت در دست شما وجود دارد. گفت:" این جسم خاکی را نباید زیاد تحویل گرفت بیا، این چاقو، گچ را بِبْر. سپس من و برادرانش گچ را با هزار بسم الله از دست ایشان باز کردیم. وقتی دستش از گچ بیرون آمد آثار ترکش را در دستش دیدم. پرسیدم: اینها چبست؟ گفت:" خار در آنها فرو رفته است."