https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/177399
شناسه خبر: 177399
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۷:۴۶
عشق به جهاد
به روایت از عصمت صنعتی خیابانی : پسرم محمد علی یک روز به پیش پدرش آمد و گفت: پدر جان من که روزی باید به سربازی بروم پس بهتر است که زودتر بروم و آموزش ببینم که آن موقع یک چیزهایی یاد داشته باشم و راحت بتوانم بجنگم. اما پدرش موافقت نکرد بعد خودش به جای پدرش امضاء کرده بود اما باز هم او را قبول نکردند. محمد این مرتبه با ماژیک تاریخ تولدش را زیاد کرده بود به نزد من آمد و گفت: مادر اگر شناسنامه ات دست بخورد چکار می شود. گفتم مادر شناسنامه نشان دهنده هویت شخص است اگر شناسنامه ای را بفهمند که دست کاری شده می گویند صاحب آن منافق بوده یا اینکه می گویند 2 جلد شناسنامه داره. چرا اینطوری کردی. بعد شناسنامه اش را پنهان کردم و گفتم شناسنامه اش گم شده و تقاضای المثنی کردیم. در نهایت المثنی برایش گرفتیم.