https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/178554

شناسه خبر: 178554
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۸:۰۱

عشق شهادت

راوی ناصر گنجعلی : روز عید غدیر جهت جذب نیرو از مهاباد به طرف مراغه در حال حرکت بودیم و رادیو ماشین روشن و جمعی از مداحان مشهدی در حال مداحی امام حسین (ع) و حضرت علی (ع) بودند . برادر بهاری همان طور که در پشت فرمان مشغول رانندگی بود زمزمه می کرد و اشک می ریخت . بعد به من گفت که : ناصر واقعاً از خدا بخواه به هر حال آن چیزی را که من منتظرش هستم ، خدا نصیبم کند گفتم : محمد آقا ، اولاً آنچه از خدا می خواهید ، نصیبتان شود . منتهی فکر می کنم الان زود باشد چون با توجه به مسئولیتی که شما در واحد و لشکر دارید و نیاز مبرم به شما در عملیات ها می باشد الان زود است که شما از جمع ما جدا شوید . برادر بهاری بعد از آن خیلی گریه کرد و گفت : نه ، از خدا بخواه آن چیزی را که منتظرش هستم خلاصه نصیبم کند.