https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/178555
شناسه خبر: 178555
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۸:۰۱
حالات معنوي قبل از شهادت
راوی محسن وهاب رجایی : یک شب در قرارگاه تاکتیکی بودیم و قرار شد مأمور به گردانها شویم . همه برادران داخل سنگر نشسته بودیم و محمد بهاری نحوه عملیات و وظایف ما را در این عملیات تشریح می کرد در حین صحبت به یکباره چهره اش قرمز شد و گفت: برادران ، بالاخره امشب شبی است که فردایش عده ای از ما نیستیم. بهتر است قدر این این لحظات را بدانیم و لحظه لحظه اش ذکر خدا باشد . خون داخل سنگر یک فانوس بیشتر نبود همدیگر را به درستی نمی توانستیم ببینیم - برادران از من حقیر (محمد بهاری ) یادتان نرود ، دست مرا بگیرید.اگر من به حق شما بدی کردم حلالم کنید . در این لحظه سکوت عجیبی سنگر را فرار گرفت و پس از چند لحظه کوتاه همه ما بلند بلند گریه کردیم.