https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/178566

شناسه خبر: 178566
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۸:۰۱

تولد و کودکي

راوی فضه داروغه : وقتی کوچک بودم خیلی مریض می شد و او را پیش دکتر باقرنیا در خیابان جم می بردیم. یکروز حالش به هم خورد به مغازه رفتم و به پدرش گفتم: که محمد حالش به هم خورده است. گفت: او را به پیش دکتر باقرنیا ببر تا من بیایم. با همان لباسهای قنادی به مطب پزشک آمد. پزشک وقتی او را دید گفت: شما چکارید. گفت: من شاگرد قناد هستم. پزشک گفت: شما هر وقت می آیید با ظاهری آراسته می آیید. ولی حالا که فهمیدم شما کارگر هستید هر وقت آمدید پول ویزیت ندهید.