https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/178627

شناسه خبر: 178627
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۸:۰۲

فکاهي شوخ طبعي

راوی مجتبی جاویدی : بعداز عملیات والفجر 9 قرار شد به اتفاق برادر محمد بهاری و یکی از برادران راننده که اتفاقاً سیگاری بود به منطقه برویم . برادر بهاری چون از قبل می دانست که راننده سیگاری است یکی از سیگارهای او را جهت شوخی و مزاح خالی کرده بود و داخل آن خرج پیش رونده توپ ریخته بود و روی آن را با توتون پوشانده بود و به من گفت : موقعی که راننده سیگارش را روشن کرد مواظب باش که سیگار داخل دهان بنده خدا نرود و مشکلی برایش پیش نیاید در همین موقع متوجه شدم که راننده سیگارش را روشن کرد که کام بگیرد دیدم سیگار همانطور که داخل دهانش است آتش سیگار خود به خود به لبهای این بنده خدا نزدیک می شود و این بنده خدا متعجب و مات زده شده که این سیگار چرا خود به خود جلو می رود و سریع سرش را به عقب کشید اما سیگار به داخل یقه اش افتاد و ماشین هم در سر بالایی در حال حرکت بود . یک دفعه ترمز دستی را کشید و ماشین را خاموش کرد و توی دنده زد و از ماشین پیاده شد و شروع به تکان دادن لباسهایش کرد که سیگار را در آورد و داخل ماشیبن نشست دید محمد بهاری سرش را پایین گرفته و نیش خند می زند و در آن لحظه متوجه شد که کار محمد بهاری بوده است .