https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/182667
شناسه خبر: 182667
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۸:۵۱
خاطره شماره 47 - شهید ابوالفضل اعتدالی مشهد
یادم می آید یک دفعه که ابوالفضل از کردستان آمده بود باهم داشتیم صحبت می کردیم .واتفاقاً دو تا دیگر از دوستانمان که قبلاً من و ابوالفضل با هم فوتبال بازی می کردیم را دیدیم بین این دو تا چیزی رد و بدل شد .ابوالفضل گفت : جلیل نگاه کن یکی شان جنس رد کرد .گفتم : نه بابا ، اینها اصلاً تو خط مواد نیستند گفت : چرا مشخص است که سیگاری اند . بعد چون رویمان به آنها باز بود جلو رفت و داخلی جیبشان را نگاه کرد و یک بسته مواد از جیبشان در آورد و گفت : شما مواد می کشید ؟ گفتند : تفریحی است و ابوالفضل با آنها صحبت کرد و با یک برخورد منطقی از آنها خواست که اعتیاد شان را ترک کنند و یکی از آنها پذیرفت و بعد از یک سال ازدواج کرد .و الان مشغول کار است اما متاسفانه یکی دیگر ار آنها الان توی کارهای خلاف است و کارش به جاهای حساس رسیده و واقعاً آن روز ابوالفضل با برخورد خوب و منطقی اش یکی از آنها را از این آتش خانمان سوز نجات داد و آن شخص را نسبت به اشتباهی که مرتکب شده بود آگاه کرد .