https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/182668

شناسه خبر: 182668
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۸:۵۱

ایثار و فداکاری

بوالفضل اعتدالی مشهد درمنطقه ایشان ، در روزخمپاره می زد ودر شب از افراد مسن می خواست که بجای آنها نگهبانی بدهد ودرمنطقه هم باران زیاد می بارید .یادم می آید یک شب ابوالفضل گفت : که من خوابم نمی آید وهنوز جوانم می روم بجای پیرمرد نگهبانی بدهم ورفت که کشیک بدهد باران هم زیاد می بارید وبعد یک پیرمردی بود که از شهرستان خمین بود ابوالفضل به آن پیرمردگفت: حاج آقا باران می آید و شما خیس می شویدومریض می شوید آن حاج آقا گفت : نه هوا سرد نیست .ابوالفضل صدایش را لرزاند وصدای پیرمرد ها راتقلید کرد که نه حاج آقا هواسرد است وبا این اخلاقی که داشت به برادران روحیه می داد.