https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/185093
شناسه خبر: 185093
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۹:۱۹
تهجد و عبادت
راوی سکینه السادات غفوری: یکی از دوستانش به نام آقای نظری که مسئول تدارکات بود نقل می کرد: یک شب در منطقه به اتفاق سید علی ابراهیمی در داخل سنگر نشسته بودیم. آخر شب یک دفعه متوجه شدم . سید علی آقا داخل سنگرنیستند. بلافاصله از سنگر بیرون آمدم یک سیاهی از دور پیدا بود. به یکی از برادران گفتم: برو ببین که آن سیاهی چیست ؟ آن برادر رفت و بعد از چند دقیقه برگشت و گفت: چیزی نیست. گفتم که بود؟ گفت: سید علی آقای ابراهیمی در آنجا یک گودال کنده و در داخل گودال رفته و پتویی را هم روی سرش انداخته و مشغول خواندن نماز شب است. به طوری که کسی متوجه ایشان نشود.