https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/185105

شناسه خبر: 185105
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۹:۱۹

آخرين وداع با خانواده

راوی علی اکبر گرمه ای: در خانه نشسته و مشغول خوردن میوه بودیم که زنگ خانه به صدا در آمد یک نفر از طرف سپاه آمده بود و از پدرم می خواست که برای رفتن به جبهه آماده شود. چون هنوز پدرم تازه از جبهه برگشته بود از رفتن مجدد پدر به جبهه بسیار نارحت شدم و گریه کردم. در صورتی که هیچگاه موقع رفتن پدر به جبهه گریه نمی کردم ولی گویی به من الهام شده بود که این آخرین دیدار من با او خواهد بود.