https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/186870

شناسه خبر: 186870
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۹:۴۰

فکاهي وقايع خنده دار

راوی محمد ابراهیمی: یک شب در دادگاه انقلاب اسلامی جلسه ای بود که تا ساعت 10 الی 11 شب طول کشید، شخصی به نام دکتر گاورسی غیب گویی می کرد. به حساب خودش او را به اتهام اینکه شایعه پراکنی می کرد، گرفته بودند. در دادگاه پرونده اش مطرح بود. آقای یعقوبی گفت: شما اگر واقعاً غیب گویی می کنی، اگر گفتی که نماینده آینده تربت حیدریه چه شخصی انتخاب می شود من تو را آزاد می کنم. او گفت: من باید اجنه را احضار کنم من که خودم چیزی ندارم، باید از آنها سئوال کنم. خمیازه ای کشید و بعد گفت: حاج آقا افراد شما مسلح هستند و اجنه ها جرأت نمی کنند بیایند. اسلحه های سنگین را به اتاق کناری بردند ولی سلاح کمری و کلت همراه دو محافظ بود. می دانستیم دروغ می گوید، سلاح کمری را ندید، خمیازه ای کشید و گفت: هر وقت شروع کردم به صحبت کردن بدانید اجنه ها آمده اند و شما هر سئوالی داشتید مطرح کنید تا من جواب شما را بدهم. این حالت پیش آمد. من و آقای یعقوبی سئوالاتی کردیم که نماینده تربت در مجلس چه کسی خواهد شد. او گفت: اولش میم است ولی باقی آن را نمی دانم. این جریان گذشت و به اصطلاح او به حالت عادی برگشت. آقای یعقوبی گفت: دیدی نتوانستی به سؤالات ما جواب بدهی، او گفت: حاج آقا امشب نمی دانم چه جوری شد، این اجنه نتوانست جواب بدهد، متأسفانه حق با شماست. من نمی توانم جدایی داشته باشم. آقای یعقوبی او را محکوم کرد و گفت: برو برادر این دروغها را به مردم نگو و آنها را فریب نده.