https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/187085
شناسه خبر: 187085
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۹:۴۲
شجاعت و شهامت
ما پشت خاکریز بودیم و راه هم یک طوری بود که اگر تانک یک مقدار اندکی به پایین می خزید ، نمی توانست از باتلاق بیرون بیاید . خطّی کشیده بودند ، بطوری که فقط یک تانک جا می شد . پشت سر هم از همین مسیر عراقی ها ، می خواستند تانکهایشان را بیاورند . شرایط زمین بگونه ای بود که امکان دور زدن برای تانکها وجود نداشت و اگر می خواستند دور بزنند رد باتلاق فرو می رفتند . شهید به سنگر ما آمد و گفت : کسی پیدا نمی شود که یکی از همین تانکها را بزند تا بقیّه نتوانند بیایند . ما هیچ کداممان بخاطر آتش شدید دشمن سرمان را بیرون کنیم . خودش آر پی جی را آماده کرد و پشت سنگر رفت و «یازهرا» گفت و جلوی تانک گلولة آر پی جی شلیّک کرد ، اتّفاقاً اصابت کرد و تانک آتش گرفت و بقیّة تانک ها هم پشت سر هم ماندند . بچّه ها با این کار روحیّه گرفتند و با آر پی جی و تیربار ، خلاصه آرام آرام جلو رفتند . اگر او نمی بود و همین یک تیر را نمی انداخت ، تانک ها جلو می آمدند و همه را پایمال می کردند و می رفتند .