https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/187086

شناسه خبر: 187086
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۹:۴۲

خاطرات سياسي

راوی محمد علی همت آبادی: فردی به نام «شیخ محمد» به مسجد همت آباد می آمد و منبر می رفت. چون تازه حرف از انقلاب بود، اکثر مردم سر و صدا می کردند که چرا شیخ این حرفها را می زند. باید روضه و مصیبت بخواند و مردم گریه کنند. چرا از پاسگاه، شاه و... حرف می زند. تنها کسی که از شیخ دفاع می کرد علی اصغر بود پشت سر او احمد و سپس محمود - پسر من - از شیخ حمایت می کردند. یکروز اهالی روستا گفتند:« یا شیخ به منبر نرود و یا اگر هم به منبر رفت نباید این حرفها را بزند علی اصغر گفت: اگر شیخ به همت آباد بیاید، همین حرفها را می زند و از کسی ترس ندارد، شما هم اگر حرف و اعتراض دارید پاسگاه نزدیک است، می توانید به آنجا مراجعه کنید وقتی من به شیخ می گفتم:« اگر از پاسگاه بیایند برای بچه های شما بد می شود.» شیخ می گفت: اگر از پاسگاه بیایند مرا می برند، با بچه ها کاری ندارند.