https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/188899
شناسه خبر: 188899
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۰:۰۳
ساده زيستي و پرهيز از تجمل
راوی لیلا صمدی: ماه مبارک رمضانی که محمد رضا به مرخصی آمده بود دایی اش می خواست فرزندش را عقیقه کنند به همین خاطر ما را به خانه اش دعوت کرده بود به محمد رضا گفتم: دایی ات ما را برای افطار دعوت کرده است. رضا گفت: من نمی آیم. گفتم: بد است. مادر جان دایی کلی در حق ما خوبی کرده هر وقت شما جبهه هستی خانمت را به خانه اش می برد تا تلفنی با شما صحبت کند. گفت: مادر سفرآنها برای ریا و تجمل است و من دوست ندارم سر سفره آنها بنشینم با خودم گفتم: صبح زود می روم به بهانه اینکه آمده ام به شما کمک کنم تا کسب خبر کنم که برای افطار چه درست می کنند. صبح به خانه برادرم رفتم و گفتم: برای کمک آمده ام چه می خواهید درست کنید؟ گفتند: مقداری سوپ و برنج و خورش قرمه سبزی. بلافاصله به خانه برگشتم و به رضا گفتم: مادر جان سوپ را که همیشه موقع افطار همه درست می کنند در کنار سوپ برنج و خورش قرمه سبزی هم درست می کنند بعد آقا رضا گفت: به افطار می آیم.