https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/192417

شناسه خبر: 192417
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۰:۵۱

خواب و رویای شهادت

به روایت از حکیمه وطن پرست : رمضان موشکی قربانی در سال 63 قبل از رفتن به جبهه خواب می بیند که با خانواده در یک بیابانی هستند بعد از چند لحظه احساس می کند در کربلا کنار حرم امام حسین (ع) هستند و از بچه ها هم هیچ خبری نیست مشغول زیارت می شوند و بعد از زیارت دو رکعت نماز جماعت بجا می آورند بعد از نماز دستهایش را به درگاه خداوند بلند می کند و در همین حین می بیند که یک پاسداری جلو آمده و خطاب به ایشان می گوید برادر شما چه حاجتی دارید که این قدر مناجات می کنید شهید به آن برادر پاسدار می گوید من و بچه هایم باهم بودیم و حالا من تنها در اینجا (کربلا) هستم ما برا ی رسیدن به اینجا چقدر شهید و اسیر داده ایم ولی هنوز نرسیده ایم در صورتیکه با یک چشم به هم زدن در اینجا هستم برادر پاسدار در جواب شهید می گوید باشد می آیید این کلمات را سه بار تکرار می کند بعد شهید از خواب بیدار می شود می بیند که در خانه است و خیلی ناراحت می شود این خواب را برای من (همسرش) گفتند: و از من خواستند که به کسی نگویم و من هم به هیچ کس نگفتم در همان سال (سال63) عازم جبهه حق علیه باطل شدند.