https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/201719

شناسه خبر: 201719
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۲:۵۱

اهميت دادن به سلامتي نيروها

راوی سید کاظم حسینی: اوایل جنگ نزدیک بستان خط چزابه را به تیپ 21 امام رضا (ع)تحویل داده بودند . فرماندهی این تیپ به عهده محمد مهدی خادم الشریعه و جانشینی آن بر عهده ولی ا... چراغچی بود .آقای میرزا جواد آقای تهرانی که از علما و عرفای بزرگ مشهد بود به جبهه تشریف آورده بودند و در یکی از سنگر های عراق که کنار سنگر فرماندهی بود و حدود 15 پله هم می خورد اقامت گزیده بود . هر روز نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا ء که به امامت ایشان بر گزار می شد بعد از نماز خدمت آقای خادم الشریعه یا چراغچی می رفتند و از این بزرگواران خواهش می کردند که مرا به خط مقدم جبهه ببرید که تیری به طرف دشمن بیندازم و دشمن هم تیری به طرف من بیندازد و شهید شوم . یکی دو جلسه ی فرماندهی به این مطلب اختصاص پیدا کرده بود زیرا برادر خادم الشریعه و چراغچی راضی نبودند که ایشان را به خط مقدم ببرند ولی اصرار ایشان باعث شد که جلسه ای به این منظور تشکیل شود . در آن جلسه تصمیم بر این شد که میرزا جواد آقا را به محل ادوات تیپ که خمپاره های 81 و 120 مستقر بود ببرند به عنوان خط اول جبهه و ایشان از آنجا تیر اندازی کنند و از آنجا هم به خط دوم جبهه که برادران ارتشی بودند و تو پخانه 106 آنجا بود ببرند و بلافاصله ایشان را از منطقه دور کنند که این عالم ربانی را از دست ندهیم . بهمراه خادم الشریعه و چراغچی و تعدادی از برادران مسؤول واحدهای تیپ 21 امام رضا (ع) حرکت کردیم . در مسیری که می رفتیم دشمن خمپاره های را شلیک می کرد و توپ می زد . وقتی توپ یا خمپاره شلیک می شد صدای آن مشخص می کرد که در فاصله نزدیک خواهد خورد یا دور به همان تناسب آقای خادم الشریعه و چراغچی دستور می دادند که نیروها دراز بکشند . یکی از این خمپاره ها صدایش بسیار نزدیک بود برادر چراغچی دستور دادند که برادرها دراز بکشند . تعدادی دراز کشیدند و تعدادی هم ایستاده بودند . از جمله کسانی که دراز کشیدند و این دستور را به خوبی اجرا کردند میرزا جواد تهرانی بود ، به طوری که وقتی ایشان بلند شد محاسن ولباسهای ایشان خاکی شده بود . تعدادی از برادران که نخوابیده بودند وقتی به چهره میرزا نگاه کردند خندیدند . حالا چه فکری با خودشان می کردند نمی دانم . بعد میرزا جواد آقا چنین فرمو دند که: واله من از گلوله های دشمن نمی ترسم. من برای شهادت آمدم این که می بینید دراز کشیدم صرفاً برای اطاعت از دستور فرمانده بود زیرا اگر دراز نمی کشیدم و تیر یا ترکشی می خوردم شهید نبودم . با این حرف میرزا جواد آقا آن افرادی که به هر دلیلی خندیده بودند خجالت کشیده و شرمنده شدند با این صحبت میرزا . بعد حرکت کردیم تا اینکه به مقصد رسیدیم به محل ادوات تیپ 21 امام رضا (ع). از قبل آماده شده بود که برادرها چه بکنند . قبضه آماده شد گلوله 80 یا 120 را دست آقا میرزا جواد دادند و گفتند این گلوله ای که شما می خواهید به طرف دشمن شلیک بکنید این گلوله را در این لوله بیندازید می رود به طرف دشمن ـ رسم بر این بود که دیده بان که مقابل بود وقتی گلوله شلیک می شد از این طرف با بی سیم اطلاع می داد . به دیده بان طرف مقابل با کلمه الله اکبر طرف مقابل وقتی توپ به زمین می خورد جواب می داد که خمینی رهبر یعنی گلوله آمد و به زمین خورد ـ میرزا گلوله را به دستش گرفت و نگه داشت من دیدم زیر لب دارد دعا می خواند بعد از اینکه دعا را خواندند چشم ها را بستند و گلوله را رها کردند وقتی شلیک شد بی سیم چی این طرف گفت : ا... اکبر اما از آن طرف کسی نگفت خمینی رهبر . یک دفعه صدای بی سیم چی بلند شد و گفت : بزن که جای خیلی عالی زدی . دست و پاست که رفته هوا. گلوله مستقیما ًخورده بود در سنگر تجمع دشمن و کلی دست و پا آش ولاش شده و دیده بان گفت: بهترین موقع است که بزنید این ها از سنگر بیرون آمدند و چند گلوله دیگر هم پشت سرش شلیک شد و چون می دانستیم بعد از این آتش شاید عراقی ها جواب بدهند بلافاصله میرزا جواد آقا را از منطقه دور کردیم و حرکت کردیم به سوی خط دوم که توپ خانه ی ارتش مستقر بود ـ توپ 106 طوری است که وقتی گلوله را داخل قبضه می گذارند و گلوله آماده می شود برای شلیک توسط نخی که کشیده می شود این گلوله شلیک می شود ـ نکاتی که لازم بود به میرزا آموزش داده شد . گلوله گذاری شد و نخ شلیک را دادند دست آقای تهرانی و ایشان نخ را به دستشان گرفتند و بعد از خواندن دعایی کشیدند از این طرف گفتند ا... اکبر، از آن طرف جواب نیامد خمینی رهبر . باز دیده بان شروع به داد و فریادکرد که بزن جای بسیار عالی زدی . گلوله به سنگر مهمات دشمن خورده بود مجدداً گلوله گذاری شد و چند تای دیگر شلیک کردند و ایشان را بلافاصله از آنجا دور کردیم و مطالب را خدمت ایشان عرض کردیم که این حرکت و شلیک شما خدایی بود خداوند آنها را به اهداف مورد نظر شما هدایت کرد و بسیار از نفرات دشمن را به درک واصل کرد و مهمات آنها را هم به آتش کشید .