https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/211205
شناسه خبر: 211205
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۵:۰۹
پشتيباني نيرو مالي و فرهنگي
راوی عباس تیموری: مدتی بود که بدون دستیار بودم و همیشه از این موضوع رنج می بردم. به شهید گرایلی گفته بودم: یک دستیار زرنگ برایم پیدا کند که هم اهل جبهه و جنگ باشد و هم اهل دویدن. و بتواند به اندک زمان ممکن پیام ها را این طرف و آن طرف ببرد. یک روز برای تلفن زدن داخل شهر رفته بودم. وقتی وارد گردان شدم، سری هم به چادر فرماندهی زدم و گفتم: آقا مجید این دستیار گروهان ما چه شد؟ مجید گفت: اینقدر که اصرار کردی بالاخره یک آدم زرنگ برایت انتخاب کردم _ سرعت عمل عالی، اهل جنگ و سریع برای دویدن _ من ساده هم فریب خوردم که واقعا بنده خدایی که برایم پیدا کردند، همان ویژگیها را دارد. با خوشحالی به طرف چادر فرماندهی خودمان رفتم. هنوز وارد چادر نشده بودم که انسانی به بزرگی یک دیو مقابلم سبز شد _ دقیقا سه برابر هیکل من یک عینک بزرگ روی چشم، صورتی باد کرده و با صدای خشن _ گفت: برادر عباس شمایید؟ گفتم: بله، امری داشتید؟ گفت: من آزمایش هستم. گفتم: چه کمکی از دست من ساخته است؟ گفت من دستیار شما هستم. تازه متوجه شدم که او کیست و چطوری مجید ما را سرکار گذاشته است _ خدایا با این هیکل درشت چطوری می تواند زیر آتش و پشت خاکریز فعالیت کند، اصلا می تواند بدود _ براستی او همانی شد که می خواستم. انسانی بسیار فهیم، با تقوا، با روحیه شهادت و ... این آزمایش همانی شد که به اندک زمانی توانست با نشان دادن ایثارهای فراوان در گردان ما و بعد هم در اطلاعات لشکر به سمت فرماندهی گردان حزب ا... انتخاب و در عملیات کربلای 5 به درجه رفیع شهادت نائل گردید.