https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/214584
شناسه خبر: 214584
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۶:۰۰
حج
راوی محمد حسن صبوری: حاج محمد طاهری از سفر حج باز گشته بود وبرای هریک از مستضعفان و نیاز مندان یک پوشیدنی آورده بود روزی به ایشان گفتم شما که به سفر حج رفته بودید پول زیادی که همراه نداشتید پس چطور این همه سوغات راآوردید حاج محمد گفت: عمو جان این راز را به شما می گویم ولی باید پیش خودتان بماند وباکسی در میان نگذارید من قبول کردم ایشان گفت : در آنجا فردی را دیدم که به من پیشنهاد کرد هر چه می خواهم می توانم بخرم و او پولش را می دهد. به او گفتم: من کسی را ندارم که بخواهم برای او هدیه ای بگیرم اما او اصرار زیادی کرد. مقداری پول به من داد تا با آن خرید کنم. هر چه تقاضا کردم تا آدرس و نشانی از خودش به من بدهد تا به محض بازگشتم پول او را برگردانم فایده ای نداشت. گفت: حالا برو خرید خود را انجام بده بعداً پول را برایم می فرستی. من نفهمیدم او چه کسی بود. با اینکه نشانی و آدرسی به من نداد اما پولی در اختیارم قرار داد و من توانستم آن همه سوغات و هدایا را بیاورم.