https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/214654
شناسه خبر: 214654
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۶:۰۱
ساده زيستي و پرهيز از تجمل
راوی غلامحسین شاکری: یک شب حاج محمد طاهری ما را به سنگر فرماندهی صدا زد . حدود ساعت 10 الی 11 شب بود . گفت برویم به کاشمر یک زنگی بزنیم . گفتم چشم برویم . با هم موتور را گرفتیم و سوار شدیم و به مخابرات رفتیم . ساعت 5/11 به کاشمر زنگ زدن . وقتی حاج طاهری به منزل تماس گرفت خانمش گوشی را برداشت و ضمن احوال پرسی خانمش بلافاصله گفته بود که خانه را دارم موزائیک فرش می کنم . حاجی طاهری به محض اینکه این حرف را شنیدن که دارن خانه را موزائیک می کنند ، دیدم توی این تلفن سر و صدا می کنند که ما در اینجا در حال جنگ با دشمن هستیم ، حالا شما داری بنائی می کنی. اطرافیان به عنوان شوخی زیر خنده زدند . آنجا در عین حال بعد از آنکه تلفن ما تمام شد و برگشتیم به چادر آمدیم و دیدیم مثل اینکه آقای طاهری می خواهد برود به حمام و احتمالا غسل شهادت بکند .