https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/219081

شناسه خبر: 219081
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۹:۵۴

زیرکی و هوشمندی

به روایت از ربابه نیکنام : در عملیات بدر عراق دپوی خیلی بزرگی داشت که نیروهای خود را در آنجا مستقر کرده بود . دورتا دور این دپو را خاکریز زده بودند در سمت راست این خاکریز جاده ای بودکه ما نیروها ی خود را در پشت آن جاده مستقر کرده بودیم. ما در آنجا با نیروهای عراقی درگیر شدیم درابتدا به اتفاق تعدادی از برادران همرزم توسط نارنجک سنگری را که تعدادی ازنیروهای عراقی در آن مستقر بودند پاکسازی کردیم وبه جلو رفتیم . کمی که پیشروی کردیم آقای درویشی متوجه شد که نیروهای عراقی ما را از پشت دور زده اند ایشان به من گفت باید دوباره برگردیم سنگر پشت سرمان را پاکسازی کنیم . آنها مارا محاصره کرده اند اگر بخواهیم عقب نشینی کنیم دیگر راه برگشتی نداریم . من گفتم : فکر می کنم نیروهای ویژه عراقی را به منطقه آورده اند رفتن ما فایده ای ندارد همین طور در حال تبادل آتش بودیم که یک گردان از تانکهای عراقی با نیروهای بسیار مجهز وارد عملی شدند آقای درویشی گفت: هر طور شده باید داخل دپو برویم . تا بتوانیم از حلقه ی محاصره نجات پیدا کنیم. ایشان تعدادی از نیروها را جمع کرد و گفت : آماده شوید تکبیرگویان وارد خاکریز دشمن می شویم . در یک لحظه همه آنها تکبیر گویان به سمت خاکریز دشمن حرکت کردند. وقتی وارد خاکریز دشمن شدند چند دقیقه ای بیشتر نگذشت که صدای تکبیرها قطع شد دیگر نزدیک های صبح بود هرکس وارد خاکریز می شد دیگر برنمی گشت مجبور شدیم دوباره به پشت جاده برگردیم وقتی کمی نیروها را جمع و جور کردیم دوباره برای پاکسازی به سمت خاکریز دشمن رفتیم اما آنجا اثری از آقای درویشی ودیگر نیروهایی که با ایشان رفته بودند نبود . درگوشه ای ازخاکریز من تعدادی جنازه دیدم اما به دلیل اینکه هنوز هوا روشن نشده بود نتوانستم تشخیص بدهم که آن جنازه های بچه های خودمان است ولی خوب من تقریباً مطمئن بودم که آنها بچه های ما هستند خلاصه همین طور درحال تبادل آتش با دشمن بودیم که متوجه شدیم کم کم دارد مهماتمان تمام می شود دیگر نمی توانستیم مقاومت کنیم دشمن داشت ما را محاصره می کرد تانکهای آنها لحظه به لحظه به ما نزدیکتر می شدند طی یک حرکت سریع نیروها را به پشت خاکریزی که در آن نزدیکی ها بود بردیم تا بتوانند ازخود دفاع کنند آقای درویشی در این عملیات مفقود الاثر شد دیگر من ایشان را ندیدم تا اینکه یک سال قبل خبر شهادت ایشان را آوردند.