https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/223111
شناسه خبر: 223111
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۱:۱۸
امداد های غیبی
به روایت از صدیقه مومن زاده : یک روز محمدحسین خاطره ی شیرینی را این گونه برایمان نقل کرد که کلی خندیدیم می گفت یکی از رزمنده ها آفتابه برمی دارد می رود دستشویی ـ دستشویی صحرایی ـ همین طور که می رود عراقی ها لوله ی آفتابه را می بینند فکر می کنند که این اسلحه جدیدی است که ساخته شده فوراً می گویند: الدخیل الخمینی و تعدادی از صدامی ها اسیر می شوند. می گفت مامان این کار خداست که این ها فکر می کنند آفتابه اسلحه است و اسیر می شوند.