https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/225950

شناسه خبر: 225950
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۱:۵۶

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی مهری مهاجر: یک شب دخترم (مریم) خواب می بیند که همه ما در جامعه الحسین (هیئت رزمندگان ) واقع درخیابان مصلی جمع هستیم و می خواهیم خونچه ی عقد پسر خواهرم را ببریم هر کدام یک وسیله از خونچه را به دست گرفته و از آنجا بیرون می رون و دخترم تنها می ماند بعد دخترم یک پنجره می بیند که به حیاط مصلی باز می شود از آنجا صدای محمد حسین (پسردایی اش را که شهیدمهاجر می باشد) را می شنود از پنجره به حیاط نگاه می کند یک عده شهید و مجروح را در حالت خوابیده می بیند که همه لباسهای رزم به تن دارند محمدحسین به او می گوید مریم مریم بعد که دخترم به طرف صدا نگاه می کند می بیند که محمد حسین درحالی که مجروح شده بین شهدا و مجروحین است چند عراقی می آیند و ایشان را با اینکه مجروح بوده از بین مجروحین وشهدا جدا کرده می برند .