https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/228465
شناسه خبر: 228465
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۲:۳۰
خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی علی نجفی : یک شب خواب دیدم که جنازه برادرم رجبعلی داخل جعبه است و در حیاط منزلشان واقع در مهرآباد گذاشته اند . همین طور که به جنازه نگاه می کردم ، می دیدم چشمهایش باز است به شهید گفتم داداش جان شما که مرده بودی گفت : مگر نشنیده ای که شهیدان زنده اند بلافاصله یکدیگر را در آغوش گرفته و خیلی خوشحال شده . در همان حال فهمیدم که دارم خواب می بینم . گفتم داداش جان از شما در خواستی دارم گفت بگو . گفتم : می خواهم بدانم آیا من را شفاعت می کنی یا نه ؟ شهید در حالی که می خندید گفت : بله داداش جان چرا شفاعت نکنم . با شنیدن این پاسخ شهید آنچنان به وجد آمدم که دوباره ایشان را در آغوش گرفته و بوسیدم .