https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/230327

شناسه خبر: 230327
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۲:۵۳

ذکر و ياد خدا

راوی مسعود شکوهی: یک بار در مسیر مهران به دهلران بود که با احمد با ماشین می رفتیم . وضعیت طوری بود که جاده زیر نظر دشمن بود . مجبور بودیم با سرعت برویم . برایمان امکان نداشت که توقف کنیم و برای نماز وضو بگیریم و نماز بخوانیم . در آن زمان بسیار اتفاق می افتاد که بجای وضو بایستی تیمم می کردیم . من در ماشین کنار احمد روی صندلی دراز کشیده بودم . کم کم خوابم برد . احمد به خاطر اینکه مورد هدف دشمن قرار نگیرد ، خیلی تند رانندگی می کرد و به احتمال زیاد قبل از قضا شدن نماز به مقر می رسیدیم . همینطور درخواب و بیداری و در حال چرت زدن بودم که متوجه شدم ، احمد پشت فرمان درحال رانندگی نماز می خواند . برای سجده سرش را روی فرمان می گذاشت و بر مهری که در دستش داشت سجده می کرد . می خواستم به او بگویم که مگر برای نماز به مقرمان نمی رسیم . اما چیزی نگفتم چون نمی خواستم مزاحم او باشم . شاید او احساس کرده بود که شاید به مقر نرسد و توی راه برایش اتفاقی بیافتد . از آن گذشته وقتی به مقر رسیدیم دوباره نمازش را ادا کرد . احمد هم مثل خیلی از شهدا در مورد عبادت مقید بود .