https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/248197
شناسه خبر: 248197
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۷:۰۸
لحظه و نحوه شهادت 2
سه روز بعد از شهادت حسن تعدادی از برادران پاسدار برای عرض تبریک و تسلیت به منزل پدرم آمدند. یکی از برادران حاضر آقای موسوی بودند که لحظه شهادت حسن در کنارش حضور داشتند. ایشان که خود در آن حادثه مجروح شده بود، نحوه شهادت حسن را اینگونه برایمان نقل کرد:" شب قبل از عملیات والفجر مقدماتی به اتفاق حسن آقاو یکی دو نفر از برادران جهت شناسایی، به خاک عراق اعزام شدیم. بعد از اتمام مأموریت و جمع آوری اطلاعات لازمه: هنگامیکه می خواستیم با موتور سیکلت به عقب برگردیم، نیروهای عراقی محل اختفاء ما را شناسایی و شروع به ریختن آتش با خمپاره شصت به طرف ما کردند در همین حین حسن از ناحیه پا دچار مجروحیت شد. من هم که بوسیله ترکش خمپاره مجروح شده بودم، به زحمت خودم را به کنار جاده رساندم. صدای یا زهرای حسن لحظه ای قطع نمی شد ماشین جیپی که مجروحین زیادی را به عقب منتقل می کرد با دیدن من ترمز زد. برادران ارتش بودند می خواستند مرا سوار بر جیپ کنند، اما گفتم: حال من خوب است شما بروید حسن را نجات دهید. یکی از برادران ارتش گفت: شما سوار شوید تا به عقب منتقلتان کنیم بعد به دنبال ایشان می آییم. به هر حال سوار ماشین شدم. بیمارستان امام رضا (ع) بستری بودم که از طریق رادیو نام آقای جوادی روشنائی را در بین شهدایی که قرار بود تشییع گردند، شنیدم." 1- لحظه و نحوه شهادت 2- آخرین جملات شهید