https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/253424

شناسه خبر: 253424
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۸:۱۷

خاطرات جنگی

به روایت از مرتضی صادقی : وقتی به کردستان رفتیم ما را به مریوان فرستادند و از آنجا رفتیم به پایگاهی که روستای کافی حسن و 2 تا روستای دیگر دست کموله ها بود کموله ها تیربارهایشان را در بالای کوه مستقر کرده بودند و بچه ها را می زدند. غلامرضا آمد پیش مرگها را جمع کرد و ایشان شدند مسئول و من جانشین. برای پیشمرگان از عظمت امام گفت از جریان شهادت گفت بحث جهاد در اسلام را کرد و گفت من اینجا آمده ام و از شما می خواهم که مبارزه کنید و مومن باشید نمازتان باید سروقت باشد برای من خیلی سنگین خواهد بود که ببینم یک پیشمرگ نماز نمی خواند باید کاملا مطیع باشید از پیش خودتان نباید کاری انجام دهید.