https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/256036
شناسه خبر: 256036
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۸:۴۹
تقيد به نماز
راوی عباسعلی فرهمند: ابراهیم با پسر عموی مادرش به سرخس آمده بود که از خاله اش خبر بگیرد من آن زمان معلم اموزش وپرورش سرخس بودم .ظاهرا با هم رفته بودند و از مرز شوروی رد شده بودند که آنهال را دستگیر کرده بودند.وقتی آزاد شده و آمده بود می گفت :در زندان سرگذشت زندانیهایی را می خواندم که چطور این ها را زندان می کنند و با هم در زندان چگونه ارتباط برقرار می کنند. من وپسر عموی مادرم در حالی که از هم جدا بودیم ولی با هم صحبت و ارتباط برقرار می کردیم.مثلا وقت نماز که شد من به پسر عموی مادرم گفتم وقت نماز است و اذان می گفتم : مأمورها می آمدند گفتند :این چه کاری است که شما انجام می دهید ؟من گفتم : ما مسلمانیم می خواهیم وضو بگیریم و نماز بخوانیم .