https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/256763

شناسه خبر: 256763
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۸:۵۷

شجاعت و شهامت 1

به روایت از محمدرضا افشاریان : یکی از همرزمان برادرم مسعود افشاریان خاطره ای را از ایشان این گونه نقل می کرد: من و مسعود در عملیات آزاد سازی کله قندی مهران3 عدد گلوله ی آرپی جی و یک بی سیم و یک اسلحه ی آرپی جی برداشتیم و از یک منطقه ی کله قندی بالا رفتیم تا این که به یک نقطه ای رسیدیم که مسعود از من یک گلوله ی آرپی جی می خواست من گلوله را تحویل دادم در حالی که نفس در سینه ام حبس شده بود چون در تیر رس دشمن بودیم اولین گلوله ی مسعود به انبار مهمات دشمن اصابت کرد و دومین گلوله به مقر فرماندهی اصابت کرد و گلوله ی سوم به یکی از نقاط حساس دشمن اصابت کرد مسعود با بی سیم تماس گرفت که حمله را نیروها شروع کنند آنچنان وحشی در میان نیروهای عراقی حاکم شده بود که همگی فرار را برقرار ترجیح دادند و در این عملیات مقادیر زیادی غنیمت جنگی و اسیر گرفته و کله قند را آزاد شد تعدادی از رزمندگان مسعود افشاریان را روی دوش گرفتند و از او تشکر می کردند برادر مسعود با نهایت تواضع و فروتنی می گفت: مرا شرمنده نکنید من کسی نیستم این خداوند بوده که گلوله ها را به هدف زده و خداوند یاری کرده تا به پیروزی برسیم.