https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/259942

شناسه خبر: 259942
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۱۰:۲۲

هوش و جهاد

به روایت از زهرا رجبی : برادر چراغچی تعریف می کرد : من یک بار به قرارگاه رفتم ازمن پرسیدند که آیا کسی را برای توجیه منطقه آورده ای ؟ گفتم : بله برادر حمید را به آغاز معرفی کردم . آنها با شنیدن این حرف کمی مکث کردند و گفتند : چراغچی بیا این طرف با تو کار داریم به من گفتند : تو عملیات را دست کم گرفته ای یک بچه را برای توجیه آورده ای من به آنها گفتم : آیا شما به من اعتماد دارید ؟ گفتند : بله قبولت داریم سابقه ی جبهه ات هم زیاد است ولی تو یک بچه آورده ای ما می ترسیم که او حرف بزند اگر به ما باشد حتی داخل قرارگاه راهش نمی دهیم گفتم : شما حمید را اینجوری نبینید این قضیه فلفل نبین چه ریزه … است . شما برای حمید منطقه را توضیح دهید می رود شناسایی و برمی گردد. و بالا دست بچه های شما می زند .