https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/314989
شناسه خبر: 314989
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۷:۱۰
بدون موضوع
. احمد پورولی یادم است یکی از بچه های دسته آقای پورولی (اخروی ) را عقرب نیش زده بود ، ایشان مثل اینکه حواسش پرت بوده است و عقرب به آستینش می رود ودستش را نیش می زند وقتی انسان توسط عقرب یا مار گزیده می شود یک حالت دستپاچگی و اضطراب بوجود می آید شایع هم بود وقتی عقرب نیش می زند سم آن بعد از مدتی به قلب می رسد.وقلب را از کار می اندازد.خلاصه این آقای اخروی خودش را اینطرف و آنطرف می زد و می گفت : به دادم برسید الان زهر به قلبم می رسد .آقای پورولی هم فرمانده ایشان بود ، دید آقای اخروی خیلی بی تابی می کند آمد و گفت : چه شده است ؟ گفت : عقرب نیشم زده است .گفت : اندازه عقرب چقدر بود ؟ این بنده خدا هم دستش را مشت کرد و گفت : اینقدر بود احمد گفت : مرد حسابی این اگر همه اش هم زهر باشد مردی به اندازه تو را از پا در نمی آورد. مثلاً می خواست به ایشان روحیه بدهد گفت : طوری نیست برو نصف استکان آبلیمو بخور خوب می شوی .آقای اخروی گفت : نه این زهر مرا می کشد .حسابی عرق کرده بود و رنگش هم عوض شده بود شهید پورولی خیلی خونسرد گفت : ببین آقا جان اگر حرف مرا گوش دهی با نصف استکان آبلیمو حالت خوب می شو اگر هم گوش نمی کنی این جاده را می بینی مستقیم به اهواز می رود دیگر خودت میدانی به هر حال ایشان رفت و آبلیمو خورد وهیچ اتفاقی هم نیافتاد بعد پورولی برایم می گفت: از زهر عقرب آن اضطرابی است که برای انسان بوجود می آید خلاصه ایشان با آن سن کمی که داشت از تجربه ی بسیار بالایی برخوردار بود وبرای فرماندهی بسیار لایق بود با آنکه تمام افرادش از او بزرگتر بودند .